مشاعره 

آوا تو نظر پست قبلی  آخرین حرف شعری که نوشته م هست ، پس من میم میدم ، درضمن دوستان در نظرات شرکت کنن خوشحال میشم، 

قانون : اولین نظر دهنده از آخرین حرف شعر زیر شروع میکنه و نظردهنده های دوم به بعد از آخرین حرف شعر آخرین نظر دهنده، در ضمن میتونید  شعری که مینویسید به هرکس که دوست دارین تقدیم کنین .

تقدیم به عشقم آوا 

من بودم و دوش آن بت بنده نواز 

از من همه لابه بود، از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید 

شب را چه کنم حدیث ما بود دراز

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است 

بر هیچ دلی مباد بر هیچ تنی

آن کز قلم چراغ تو برجان من است 

ای نور دل و دیده و جانم چونی ؟ 

وی آرزوی هردو جهانم چونی ؟

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس

تو بی رخ زرد من ندانم چونی؟

افغان کردم بر آن افغانم میسوخت 

خامش کردم چون خامشم میسوخت

از جمله کران ها برون کرد مرا 

رفتم به میان و در میانم میسوخت 

من درد تو را زدست آسان ندهم

دل برنکنم زدوست تا جان ندهم 

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد 

آنرا که وفا نیست از عالم کم باد 

دیدی که مرا هیچ کس یاد نکرد 

جز غم که هزار آفرین بر غم باد